محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

491

تحفه خانى ( فارسى )

دو مثقال و از شبت و اكليل الملك و باديان و كرم و زردك از هريك دو نيم مثقال و قند سفيد هفت مثقال مجموع ادويه بروجه مقرر اول در قدرى آب بايد طبخ كرد و صافى ساخته و قند آميخته و شيرهء تخم خيارين و شيرهء تخم خربزه از هريك هفت مثقال آميخته بايد نيم‌گرم بر نهار آشاميد و غذا نخودآب با شيرهء مغز تخم معصفر بايد داد و در آش اندك دارچينى و باديان رومى بايد انداخت و گوشت مرغ و يا طيهو و يا كبك و يا كنجشك بايد داد و موضع آفت را سبوس گرم كرده و حارث كه فوناق باشد گرم كرده بايد ماليد و يا اسفنج كه ابر مرده است به زبان عوام و يا نمد پركالهء در آب گرم‌تر ساخته بر محل ماؤف بايد نهاد و يا در روغن مناسب درين علت فروبرده بر محل آفت بايد نهاد و بسيار ماليدن روغن محلل مثل بابونه و شبت و سداب و زيبق و نرگس و خسك و خيرى و سوسن آسمان جونى كه در هريك ازينها بيدشر اندكى آميخته بر محل ماؤف بايد ماليد و خوردن ترياق فاروق و يا مژوديطوس و يا معجون سنجرينيا از هركدام كه موجود شود مقدار يك درم در جلاب از باديان بايد خوردن و مقدار باديان دو مثقال و در قدرى آب طبخ كرده صافى ساخته هفت مثقال قند سفيد آميخته نيم‌گرم بايد آشاميد و اگر به اين علاجات و تدابير مذكور نجات و خلاص حاصل شود و دوا را در تفتت سنگ تاثير نباشد بسبب ملائمت سنگ علاج آن بعد از تحقق سنگ شق كرده از عنق مثانه است و بيرون آوردن سنگ و بعد از آن ادويه ملحمه بر جراحت نهادن تا قرحه به زودى مندمل شود و محمود الياس در كتاب خود حاوى آورده است كه جوانى در شيراز به اين بليه مبتلا شد و هرچند اطباء زمان در معالجهء او اهتمام كردند به هيچ دواى علاج نيافت و عاقبة الامر جرّاح او را از پيش كردن مثانه شق كرده و سنگى بيرون آورد